خرید بک لینک
وای بر من دلم گرفتهوای از آن روزی که خدا هم ما را تنها بگذارد و اینک ندایی به ذهنم می رسد که گویی دیگر خدا به من با همه چهره اش نمی نگردو از این جهت دلهره همه وجودم را در بر گرفته است. با همه وجودم ندایش می کنم که خدای من اجابتم مکن اما اجازه ده همچنان تو را صدا کنم بی آنکه جوابم دهی. بگذار در تنهایی خود بمانم اما امید این را داشته باشم که صدا و ندایم را می شنوی هرچند که مدتی است اخساس می کنم دیگر جوابم نمی دهی! باشد! تو همه اختیار را از آن خود کرده ای! تا همین جا هم که جوابم دادی تا آخر عمر برای صدا کردنت مجابم کرده است. بیفرار 3/3/1403

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 15:37

تسلیت رحلت امام خمینی (ره)من درباره امام خمینی (ره) همواره گفته ام در معنویتی که علاقمند به آن هستم با همه وجود خود را مدیون این انسان بزرگ می دانم و هماره سپاسگزارش بوده و خواهم بود وگرنه اگر راهبری اش نبود، معلوم نبود در کجا بودم و چه وضعیتی داشتم. خدایش رحمت کناد. ارادتمند همه شما قنبری 14/3/1403http://eitaa.com/bang_e_mana سلام کانال قنبری در ایتابه کانال قنبری در ایتا ، تلگرام و سروش بپیوندیدhttp://eitaa.com/bang_e_manahttp://telegram.me/bang_e_manahttp://telegram.me/bang_e_mana

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 15:37

"لب خاموش" امشب به قصه ی دل من گوش می کنیفردا مرا چو قصه فراموش می کنی این در همیشه در صدف روزگار نیستمی گویمت ولی توکجا گوش می کنی دستم نمی رسد که در آغوش گیرمتای ماه با که دست در آغوش می کنی در ساغر تو چیست که با جرعه ی نخستهشیار و مست را همه مدهوش می کنی می جوش می زند به دل خم بیا ببینیادی اگر ز خون سیاووش می کنی گر گوش می کنی سخنی خوش بگویمتبهتر ز گوهری که تو در گوش می کنی جام جهانْ ز خونِ دلِ عاشقان پُر استحرمت نگاه دار اگرش نوش می کنیسایه چو شمع شعله در افکنده ای به جمعزین داستان که با لب خاموش می کنی (هوشنگ ابتهاج)

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: جمعه 25 خرداد 1403 ساعت: 15:37

سوم خرداد و یاد شهیدانمن از یادگاران جا مانده دوران دل انگیز دفاع مقدسم که یاران برفتند و من مانده ام تنها!من از خردادم و از حرداد می آیمگویی مرا با خرداد رابطه ای دیرینه استزاده خردادم و از خرداد خاطره هایی دارم عظیمآن روز که رادیو به دست در کوچه پس کوچه های روستایم در سن 18 سالگی می گشتمو از باغی به باغی دیگر سُر می خوردماز رادیوی خود مارش های نظامی می شنیدمو دلم هری می ریخت و هوای جبهه می کردناگاه صدایی شنیدم سخت اثرگذار:"خونین شهر، شهر خون آزاد شد"از شوق گریستم و داد زدم خرمشهر آزادیت مبارک!اینجا که می رسم طاقتم طاق می شود و بیدرنگ به یاد شهیدان می افتم:شهید ید الله شیخ علیxad زاده که در عملیات آزادی خرمشهر رشادت ها نشان دادآه! چه اندازه زیبا از عملیات بیت المقدس خاطره می گفت و دلم را هوایی می کرد... و او هم در مرداد همان سال به یاران شهیدش پیوستبه یاد عسگر خلقی می افتم که در سال 1363 با او به مجنون رفتمو او مجنون الاهی شد و من عاقل بی همرهی او بازگشتمبه یاد علیرضا هاشمxadپور می افتم که سخت نازنین بود و در والفجر 8 آسمانی شدبگذار به یادشان مویه کنم:بیا و گریه کن با یادِ گلهایی که دستِ باد، پرپر کردبیا و دشت را با چشمهٔ چشمت نوازش کنو بر گورِ هزاران لالهٔ وحشی نیایش کنتو ای خو کرده با صد تاولِ چرکینسرودِ زخمهای کهنه را تکرار کن، تکرار... صدای کیست اما این که میخواند؟ برادرهای من با بادها رفتندبرادرهای من از یادها رفتند برادرهای منآن نازنینشمشادها رفتند... (محمد علی سپانلو)... آیا یادشان هستیم و راهشان را می پوییم؟بماند! بگذار این هم بماند و در دل نهفته دارم دردها و رنج های به جا مانده از این شهیدان آزادی را!بخشعلی قنبری 3/3/1403http://eitaa.com/bang_e_mana سلام کانال قن

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 13:50

وای بر من دلم گرفبهوای از آن روزی که خدا هم ما را تنها بگذارد و اینک ندایی به ذهنم می رسد که گویی دیگر خدا به من با همه چهره اش نمی نگردو از این جهت دلهره همه وجودم را در بر گرفته است. با همه وجودم ندایش می کنم که خدای من اجابتم مکن اما اجازه ده همچنان تو را صدا کنم بی آنکه جوابم دهی. بگذار در تنهایی خود بمانم اما امید این را داشته باشم که صدا و ندایم را می شنوی هرچند که مدتی است اخساس می کنم دیگر جوابم نمی دهی! باشد! تو همه اختیار را از آن خود کرده ای! تا همین جا هم که جوابم دادی تا آخر عمر برای صدا کردنت مجابم کرده است. بیفرار 3/3/1403

برچسب: نویسنده: حدیث زارعی‌پور تاريخ: چهارشنبه 9 خرداد 1403 ساعت: 13:50

صفحه بندی